خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات پدرام

آخرین مطالب

امکانات وب

آن زمان نزدیک به 17 سال داشتم... عاشق دختری بودم که در آخر راهی تیمارستان شدم... یادش بخیر... همان زمان بود که سیگاری شدم... از همان زمان هکر شدم...

وقت زیادی برای مطالعه میگذارم و آدمی بودم با افکاری خاص... به خانوادت اعتماد داشتم... به هرکس احترام میگذارم... همه برایم مهم بودند... همه را دوست داشتم و با توجه کردن به دیگران آنها احساس با ارزش بودن میکردن... بالاخره کسی پیدا شده بود که فقط گوش میکرد و به آنها اعتماد به نفس میاد...

برچسب: نویسنده: مینا احمدپور تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 6:49

صفحه بندی